متروک
ايستگاهی متروکام.
تنها کسی سراغ میگيردم که چيزی در من جا گذاشته باشد؛
تنها کسی سراغ میگيردم که چيزی در من جا گذاشته باشد؛
خاطرهای يا رؤيايی
+ نوشته شده در جمعه دوم دی ۱۳۸۴ ساعت 13:43 توسط هیچکس
ای شمع آهسته بسوز