تنها نشسته‌ای
چای می‌نوشی
و کاغذهایی سیاه میکنی.
هيچ‌کس تو را به ياد نمی‌آورد.

اين همه آدم،
روی کهکشان به اين بزرگی
و تو
حتی
آرزوی يکی نبودی!